پرواي بي پروا (ترسوي نترس)وبلاگ شخصي دكتر س م الف

روسپیگری مجازی، تنها با یک کارت شارژ!........مطلب

بعد از اینکه من چکیده ی یک تحقیق عالمانه ی و ماحصل کار یک گروه متخصص آسیب شناسی را در این قسمت گذاشتم بسیاری از خونندگان متاسف شده و نظر لطف داشتند به جهت آگاهی بخشی به مخاطبین و در کنار اونها بعضی از خوانندگان بی جنبه بد بین کم ظرفیت هم بودند که متاسفانه با نگاه منفی خودشون ما را زیر سوال بردند که بله ه ه چه نشسته اید ایها الناس که اینها به بهانه مقاله و تحقیق خودشون رفتند دنبال این مقوله ی وب دیدن و ... در حالیکه غافل از اون بودند که اولا این تحقیق که مبسوط اون برای مسئولان ارسال شده و حاصل یک کار گروهی بوده توسط متخصصینی انجام شده که این وصله ها به اونها نمیچسبه و با این نظرات اونها صورت مسئله را نمیشه حذف کرد در هر حال لازم دیدم این توضیح را بعد از مدتی قبل از مطالعی شما اضافه کنم .ضمنا انجام مصاحبه با اون دسته از خانمهای مورد نظر در مقاله توسط خانمهای همکار از همون گروه متخصص انجام شده بنا بر این متاسفم برای کسانیکه مصداق کافر همه را به کیش خود میداند هستند

ماحصل بیش از ۵۰۰ مصاحبه اینترنتی و مجازی و ۴ ماه تحقیق علمی این شد:

یک شارژ 2 یا 5 هزار تومانی. این تمام دستاورد کاسبی جدید است برای روسپیان اینترنتی. کارشان شده از صبح تا شب پای اینترنت نشستن و دنبال مشتری گشتن. از هر راهی هم استفاده می‌کنند. مسنجر یاهو یا فیس‌بوک. برایشان فرقی ندارد کجا هستند. برایشان شارژهای تلفن همراه مهم است و مشتریان پر و پا قرص. جستجویی کوتاه در لابه‌لای شبکه‌های مجازی یا اتاق‌های مسنجر خیلی از آنها را نشان می‌دهد. بعضی‌هاشان واقعاً روسپی‌اند و بعضی‌هاشان هم به دنبال دزدی اینترنت.

شارژ 2 تومانی 10 دقیقه؛ تست هم نمی‌دهم!

راهش خیلی ساده است. آن‌ها با ساختن یک «آی دی» به دنیای چت وارد می‌شوند. نام و نشانی که می‌تواند هیچ بویی از واقعیت هم نبرده باشد. نام و نشانی مجازی در دنیایی مجازی. دنیایی آمارها نشان می‌دهد 70 درصد حاضران‌اش را جوانان تشکیل می‌دهند. 55 درصدشان بین 16 تا 25 و 45 درصد هم بالاتر از 25 سال. برای پیدا شدنشان تنها چند دقیقه حضور در اتاق‌های چت کافی است. با این جمله خود را معرفی می‌کنند. من ... هستم. ... ساله. شارژ می‌گیرم. وب (ارتباط تصویری) می‌دهم. وُیس (ارتباط صوتی) هم می‌دهم.

بعضی‌هاشان می‌گویند تست هم می‌دهم تا مطمئن شوید و بعضی‌هاشان که اغلب هم دختر نیستند و خود را بجای دختران معرفی میکنند و حتی برخی از خود دختران دزد اینترنتی هم اهل تست دادن نیستند. وقتی با آنها چت خصوصی را آغاز می‌کنی حرفی ندارند جز اینکه اول شارژ می‌خواهند. کارشان را وقتی آغاز می‌کنند که شارژ بگیرند. بساط چانه‌زنی اینجا هم برپاست. بعد از چانه‌زنی‌های معمول، رقم می‌شود 10 دقیقه وب، یک شارژ 2 هزار. نیم ساعت، یک شارژ 5 هزار تومانی. آن‌ها تن‌فروشی می‌کنند، بدن خود را به نمایش می‌گذارند، حرف می‌زنند و هر کاری که بخواهی می‌کنند تا در نهایت از دیدنشان خسته شوی. خسته که شدی می‌روند سراغ مشتری بعدی. روایت مکرری که در روز بارها صورت می‌گیرد. بگذریم از اینکه در این بین بعضی دزدهای اینترنتی هم هستند که از این ترفند استفاده می‌کنند تا فقط شارژ بگیرند و باز بگذریم از آن‌هایی که شارژ دادنشان دزدی است.


از دنیای مجازی تا دنیای واقعی

اغلب روسپیان اینترنتی، کارشان را فقط در دنیای مجازی سکه کرده‌اند. اما بعضی‌هاشان هم هستند که به صورت حضوری تن‌فروشی می‌کنند. مهسا یکی از آن‌هاست. او که بعد از گرفتن یک شارژ 5 هزار تومانی حاضر شد کارش را از پشت دوربین لپ‌تاپش آغاز کند می‌گوید شش ماهی می‌شود که وارد این عرصه شده. خودش اعتراف می‌کند که روزانه بین هشت تا ده نفر مشتری پیدا می‌کند. برای اینکه با آن‌ها ارتباط برقرار کند شارژ می‌گیرد. دو شماره ایرانسل دارد و یک شماره اعتباری همراه اول. با هر شارژی که می‌گیرد یکی از آنها را شارژ می‌کند. تنها 21 سال دارد. هرگز نمی‌گوید منزلش کجاست اما می‌گوید فرزند دوم خانواده است. خواهرش اما اصلاً از این قضیه خبر ندارد. بعد که نیم ساعتش تمام می‌شود در مقابل درخواست ملاقات حضوری می‌گوید «پایه‌ام؛ اما یه کم خرج دارد» خرجی که از آن سخن می‌گوید هم 40 تا 50 هزار تومان است. چهره مهسا اما ناراحتی از کاری که می‌کند را نشان نمی‌دهد. او حتی دوستان اینترنتی‌اش را هم در معرض حراج می‌گذارد. دوستانی در سن و سال‌های مختلف.

شارژدزدهایی که تلکه می‌کنند

آن‌سو تر از دنیای چت‌روم‌ها، شبکه‌های اجتماعی هم خانه دیگری است برای تن‌فروشان اینترنتی. آن‌ها که بیشترشان در فیس‌بوک حاضر هستند نوع کاسبی‌شان فرق می‌کند. برای خود یک صفحه ایجاد کرده‌اند با کلی توضیحات. توضیح در مورد کارهایی که می‌کنند. دنیای آن‌ها با دنیای تن‌فروشان چت‌روم‌ها مجزاست. چون پسران به اصطلاح «شارژ دزد» بسیاری با ساختن صفحات دروغ، دست به تلکه کردن مشتریان می‌زنند.

اما یافتنشان زیاد سخت نیست. «سارا م» یکی از آن‌هاست که البته خود را در فیس‌بوک با یک نام مستعار معرفی کرده است. او چندین عکس از خود گذاشته است. عکس‌های مستهجنی که اگر شما در لیست دوستانش باشید می‌توانید آن‌ها را ببینید. ورود به لیست دوستانش اما کار ساده‌ای نیست. باید اول شارژ بدهید. وقتی مطمئن شد، دوستی با شما را می‌پذیرد. اما برای ارتباط‌های بعدی هم یک شارژ 2 هزار تومانی می‌گیرد. می‌گوید به خاطر این است که با همان شارژ به مشتری زنگ بزند. این کار را می‌کند. اما نه همان موقع. 48 ساعتی می‌گذرد و بعد تماس می‌گیرد. وقتی تماس گرفت حرف زیادی برای گفتن ندارد. «من سارام» با این جمله باید یادتان بیاید که کیست؟ وقتی سلام می‌کنی می‌گوید کی و کجا. دنبال شنیدن حرف‌های اضافه نیست. انگار که بخش احساس را در مغزش به کلی پاک کرده است. وقتی زمان و مکان را می‌گویی برای حرف آخر می گوید: «قیمت را که نوشته‌ام ... مشکلی نداری؟» و اگر مشکلی نداشته باشی، بدن او یک بار دیگر به گناه آلوده می‌شود
.

گاهی پسرانی نیز هستند که با پوشیدن لباس زیر زنانه و شیو کردن اندام خود تصویر نیم تنه ای از خود نشان میدهند تا مخاطب احمق خود را با تصور اینکه اندام زنانه است فریب دهند.


روسپیگری اینترنتی از چه زمانی به وجود آمد؟

روسپیگری اینترنتی مدت زمان زیادی نیست که در بین جامعه ایرانی باب شده است. گذری به سابقه این عمل نشان می‌دهد که اولین روسپیان اینترنتی کار خود را از شبکه اجتماعی 360 آغاز کردند. بعد از آن و با گسترش روزافزون استفاده از فیس‌بوک در میان جوانان ایرانی، این پدیده وارد این شبکه پرطرفدار نیز شد. همزمان با این اتفاق بود که توسعه ارتباطات تصویری در چت‌روم یاهو، باعث شد تا پدیده روسپیگری همزمان در ارتباط به وجود آید. اتفاقی که به سرعت در میان روسپیان اینترنتی رشد پیدا کرد و حالا در هیچ کدام از اتاق‌های چت نیست که حداقل یکی از آن‌ها نباشد.


روسپیان مجازی بین 20 تا 30 سال سن دارند

نگاهی به صفحات روسپیان اینترنتی که در فضای فیس‌بوک مشغول به کار هستند نشان می‌دهد که غالب آنها بین بیست و یک تا سی سال سن دارند. (حداقل خود را به این سن معرفی کرده‌اند) هر چند در این بین بعضاً روسپیان بیست ساله هم دیده می‌شود. آن‌ها به طور متوسط برای فروش تن خود در هر ساعت رقمی بین 25 تا 80 هزار تومان طلب می‌کنند و برای آنکه یک شب کامل به کارگر جنسی تبدیل شوند بین 90 تا 300 هزار تومان می‌خواهند.

شبکه‌های اجتماعی مجازی و به طور کلی اینترنت با اقبال غیرقابل‌انتظاری در میان ایرانیان روبه‌رو شده‌اند. محیط‌هایی که دسترسی به آن‌ها برای زندگی در هزاره سوم به یک ضرورت حیاتی تبدیل شده است، اما باید آسیب‌هایی که در چنین محیط‌هایی کاربران را تهدید می‌کنند شناسایی و معرفی کرد و فارغ از ترس اتهام سیاه‌نمایی چرایی این پدیده‌ها را مدنظر قرار داد. اینکه چرا جوانان ایرانی وارد این حوزه شده‌اند و چرا این پدیده در حال رشد و بسط یافتن حتی در شهرستان‌هاست، موضوعی که به نظر می‌رسد نه با فیلترینگ اینترنت کاهش می‌یابد نه با افزایش اخطارها و تهدیدها. گذری به فضای اینترنت نشان از آن دارد که این پدیده تا چه میزان در میان جوانان ایرانی رسوخ کرده حال چه واقعی باشند چه بهانه‌ای برای تلکه کردن باید کاربران را برای یک زیست سالم‌تر در دنیای مجازی آموزش داد.



ادامه مطلب
نظرات 4 | 6:30 AM سه شنبه، 22 فروردین هزار و سیصد و نود و یک | نويسنده: پروا | موضوع: عمومی

سوال و جواب در مورد دعا.............................مطلب

 سلام

سوالی دارم: 

چرا خیلی از مواقع دعاهای ما مستجاب نمیشه؟

مگر خداوند در قرآن وعده به دستجابت دعا نداده است؟

این که می گن مواردی هست که مانع استجابت دعاست درسته ؟

--------------------------------------------

سلام علیکم

مردي خدمت علي‌علیه‌السلام آمد و از عدم استجابت دعايش شكايت كرد و گفت: «با اينكه خداوند فرموده است دعا كنيد من اجابت مي كنم، چرا ما دعا مي كنيم، به اجابت نمي رسد؟»

امام علي‌علیه‌السلام در پاسخ فرمود: «قلب و فكر شما در هشت چيز خيانت كرده است، لذا دعاهايتان مستجاب نمي شود!


اول: شما خدا را شناخته ايد، اما حق او را ادا نكرده ايد، لذا شناخت شما سودي به حالتان نداشت.


دوم: شما به فرستاده او ايمان آورديد، پس با شريعت و سنتش به مخالفت برخاسته ايد، پس ثمره ايمان شما چه بود؟


سوم: كتاب او را خوانده ايد، ولي به آن عمل نكرده ايد و گفتيد شنيديم و اطاعت كرديم، سپس به مخالفت برخاستيد.


چهارم: شما گفتيد از عذاب خدا مي ترسيد، اما همواره گناهاني مي كنيد كه شما را به عذاب نزديك مي سازد، پس خوف و ترستان كجا رفت؟


پنجم: مي گوييد به بهشت و پاداش الهي علاقه داريد، اما همواره كاري انجام مي دهيد كه شما را از آن دور مي سازد، پس شوقتان به بهشت كجا رفت؟


ششم: نعمت خدا را مي خوريد ولي بر آن شكر نمي كنيد
هفتم: خداوند به شما دستور داده به دشمني با شيطان برخيزيد و فرموده كه شيطان دشمن شماست، پس او را دشمن بدانيد، و شما با او مخالفت نمي كنيد؟

هشتم: شما عيوب مردم را نصب العين خود ساخته و عيوب خود را پشت سر افكنده ايد و كساني را سرزنش مي كنيد كه شما به سرزنش سزاوارتر هستيد از او.

با اين حال چگونه انتظار داريد دعايتان به اجابت برسد در حالي كه خودتان درهاي آن را بسته ايد؟ تقوا پيشه كنيد، اعمال خويش را اصلاح نماييد، درون خود را پاك كنيد، امر به معروف و نهي از منكر كنيد، تا دعاي شما مستجاب شود 


نظرات 1 | 12:01 PM شنبه، 12 فروردین هزار و سیصد و نود و یک | نويسنده: پروا | موضوع: عمومی

نكاتي كه در سال نو بايد به ان توجه داشت و رباعيات عيدانه............................شعر

ای کاش که هر لحظه بهاری باشی/هر روز پر از امیدواری باشی/هر ۳۶۵ روز امسال/سرگرم شمردن هزاری باشی!/ستاره بختتان بالا/سپیده صبحتان تابناک /سایه عمرتان بلند/ساز زندگیتان کوک/سرزمین دلتان سبز/سال جدید مبارک/بهار بهترین بهانه برای آغاز، وآغاز بهترین بهانه برای زیستن است 

این روز ها موقعی از ساله که همه به فکر اهداف خودشان  هستند و به این فکر می کنند که در سال جدید چه کار هایی بیشتر بکنند و چه کار هایی کمتر. اینکه به آینده فکر کنید و تمام آن چیز هایی که می خواهید به دست آورید را برای خودتان مجسم کنید چیز بدی نیست اما اکثر ما در دام «فکر کردن» گرفتار شده و «انجام دادن» را از یاد می بریم. سر سفره هفت سین با خودمان قول و قرار می گذاریم که امسال این کار و آن کار را خواهم کرد و… اما یک هفته بعد از تعطیلات قول و قرارمان را از یاد می بریم.

برای اینکه سال 9۱ را به بهترین شکل بگذرانیم اینجا هفت نکته مهم را با هم مرور می کنیم.


1- دید تان را عوض کنید: تحقیقات و تجربه ثابت کرده است افرادی که به خواسته های خود می رسند دید و درک خودشان را نسبت به «آنچه که می توانند انجام دهند» تغییر می دهند.
تغییر دادن دید این نیست که آن چه امروز باور دارید که صحیح است را فردا اشتباه بپندارید. بلکه در اینجا یعنی آن راه فکری ای را که برای تصمیم گیری طی می کنید را کمی متفاوت تر طی کنید.
به عنوان مثال، خیلی از ما به طور خودآگاه یا ناخودآگاه همواره فکر می کنیم شکست های گذشته مانع به دست آوردن موفقیت های جدید است. در اینجا با تغییر دید یا نحوه فکر کردن باید این فیل.تر مغزی را دور زده و باور کنید که شما توانایی انجامش را دارید.


2- اطلاعات خود را افزایش دهید: اگر می توانید قبل از تعطیلات یک کتاب خوب در رابطه با کاری که قصد دارید در سال آینده انجام دهید تهیه کنید و شروع به مطالعه کنید. روزی 10 صفحه بخوانید. تا جایی که می توانید اطلاعات جدید در رابطه با اهداف خود بدست بیاورید.
مثلآ اگر می خواهید زبان انگلیسی تان را قوی کنید می توانید روزی پنج کلمه جدید در رابطه با موضوع مورد علاقه تان را یاد بگیرید. بگویید از روز اول فروردین تا سیزده به در روزی پنج کلمه جدید یاد خواهم گرفت و هر روز کلمات روز های قبل را هم دوره خواهم کرد.


3- کار های بیهوده را کنار بگذارید: یکی از معمول ترین مشکلاتی که همه از آن گله می کنند چیه؟ «وقت ندارم!» اینو عمومآ از کیا می شنویم؟ اکثرآ افرادی از کمبود وقت گله می کنند که اگر به برنامه روزانه شان نگاه کنید متعجب خواهید شد و آنها که دم از کمبود وقت نمی زنند برنامه هایی حتی چند برابر شلوغ تر از خیلی های دیگه دارند. من شخصآ خودم بارها دقت کرده ام، هر چقدر سرم شلوغ تر باشد و برنامه های بیشتری داشته باشم از روزم استفاده بهتری می کنم ولی اگر روزی برنامه ام خالی باشه خیلی راحت تر آن روز را هدر می دهم.
البته اینکه در روز دو سه ساعت وقت به خودتان و تفریح های شخصی و… اختصاص دهید هیچ مشکلی ندارد و بلکه خوب هم هست. اما اگر روزی فقط سه ساعت در فرندفید (برو بالا؟!) چرخ می زنید و دو ساعت هم روستای مجازی خودتان را گسترش می دهید بهتر است به خودتان بیایید و فکر کنید که می توانید از وقت تان استفاده بهتری هم بکنید.
پیشنهاد می کنم در روز های آینده از وقت فیلم دیدن و در اینترنت چرخیدن تان کمی کم کنید و یک کار مفید دیگر بکنید. زیاد هم نه! فقط نیم ساعت، مثلآ وقتی پشت کامپیوتر هستید و ساعت 6 هست بگویید الان کامپیوتر را روی sleep می گذارم و تا 6:30 کمی ورزش می کنم یا کار هایی که این هفته باید بکنم را مرور و یادداشت می کنم.


4- در تعریف کردن اهداف خود به شدت واقع بین باشید: لازم نیست اهداف خیلی بزرگ برای خودتان تعیین کنید. بلکه بالعکس اهداف بیشتر اما کوچک تر تعیین کنید. این طوری خیلی راحت تر به آن ها می رسید و حس خوب موفقیت را بار ها و بارها تجربه کرده و به قدرت خود ایمان میاورید. اما اگر اهداف خارج از حد توان تان تعیین کنید فقط از اینکه نتوانستید به آنها برسید نا امید خواهید شد. قبل از اینکه هدف را برای خودتان مشخص کنید تنها بنشینید و دقیق فکر کنید که این کاری که می خواهید بکنید واقعآ چقدر زمان نیاز دارد و مهم تر از آن، اینکه شما چقدر زمان دارید؟!


5- از دیگران کمک بگیرید: اگر می خواهید وزن کم کنید در یک باشگاه ورزشی ثبت نام کنید. اگر می خواهید کار با نرم افزار های گرافیکی را یاد بگیرید در انجمن های اینترنتی مرتبط عضو شوید. همیشه افرادی هستند که به شما کمک کنند تا راه خود را راحت تر بپیمایید. سعی کنید افرادی را پیدا کنید که رویایی مشترک با شما دارند. با کمک کردن به همدیگر سریع تر و با لذت بیشتری به خواسته های خود خواهید رسید.


6- صبر و استقامت را از یاد نبرید: از آمدن سال جدید زیادی ذوق زده نشوید که منطق را کنار گذاشته و خیال پردازی کنید. آن پانزده کیلو اضافه وزن در یک ماه ایجاد نشده که بخواهید یک ماهه با شکنجه کردن خودتان آن را از دست بدهید. برای هر کاری صبر کافی و استقامت داشته باشید. به معنی این کلمات توجه کنید، صبر یعنی برای گرفتن نتیجه بردبار باشید و استقامت یعنی هر چند زمین خوردید باز هم نا امید نشوید و ادامه دهید. رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود.


7-توکل به خدا را از یاد نبرید و از همین حالا شروع کنید: می توانید از همین حالا شروع کنید. اگر می خواهید وزن کم کنید و سلامتی خود را افزایش دهید همین امروز یک پیاده روی نیم ساعته بکنید. وقتی برگشتید تنقلات اضافه را دور بریزید و یک لیست خرید سالم پر از میوه و سبزیجات بنویسید. در عید هوا خوب و تمیز خواهد بود و شهر خلوت، هر روز صبح نیم ساعت در پارک قدم بزنید بعد نان تازه بخرید و از خوردن صبحانه با خانواده تان لذت ببرید. در دید و بازدید ها هم بیشتر میوه بخورید تا شیرینی.


 امیدوارم سال خیلی خوبی داشته باشید...

 با آرزوی سالی خوش و خرم  همراه با سعادت وسلامت  برای همه رفقا و ضمن عرض تبریک سال نو :

عید آمد و ما جیب تکانی کردیم

منظور که چک پول پرانی کردیم

یک عمر بدون پول درفروردین

تا آخر برج زندگانی کردیم

دادند حقوق و شاد و شنگول شدیم

یک روز گذشت و باز بی پول شدیم

هرچند که جیب هایمان خالی شد

تا خرخره از قرض همه فول شدیم

این رفت و خرید کفش و پیراهن نو

آن رفت و خرید روسری با مانتو

دیروز بیامدند جوراب به دست

گفتند بیا بگیر اینهم از تو

یک چند فقط پسته تماشا کردیم

خندید به ما  و هی مدارا کردیم

تا اینکه سرانجام از آجیل فروش

چون قبل فقط تخمه تقاضا کردیم

پیغام رسید  لشکری می آید

دایی  صفر و عمه زری می آید

ای وای که سکته کرد عیالم انگار

زیرا که عجیب  یک وری می آید

یک عمر فقط هتل چمن می رفتیم

با بنز نه ،با همین لگن می رفتیم

تا اول آبعلی هُلش می دادیم

سرویس که می شد این دهن  می رفتیم

 



نظرات 1 | 10:55 PM دوشنبه، 22 اسفند هزار و سیصد و نود | نويسنده: پروا | موضوع: عمومی

نوبهار.................................شعر

 

نو بهار است درآن کوش که خوشگل باشی

پس چه بهتر که به فکر رژ و ریمل باشی

همتی کن که توهم با مش و میکاپ و تتو

خوب و طناز و بلا برده و کامل باشی

عرض یک هفته چهل سال جوان خواهی شد

شرطش آن است که یک کم متموّل باشی

بینی و گونه و لُپ هات عمل می خواهد

دکترش هست اگر طالب و مایل باشی

خط لبخند تو یک ذره که ترمیم شود

می شوی قند اگر زهر هلاهل باشی

شده لولو چو هلو از مدد جراحی

حیف باشد که از این معجزه غافل باشی

شک ندارم که تو با یک کرم ضد چروک

می توانی سوپر استار محافل باشی

یک ترد میل بخر ویبره شیپی  بر بند

که تو باحال ترین آدم منزل باشی

اگر از دست براید مژه ای باید کاشت

بهترین راه همین است چو عاقل باشی

به سر و چهره بپر داز ، از این پس باید

 بی خیال ورم و درد مفاصل باشی

راه خوش تیپ شدن ، بی بی من ،ساکشن است

باید آماده ی رفع دوسه مشکل باشی

ظاهرت خوب که باشد همه چی تکمیل است

کم بگو باس که دارای فضایل باشی

دوره ی ما و شما بود  که هی می گفتند:

سعی کن صالح و خوش طینت و  قابل باشی




(نظر بدهید.) | 10:54 PM دوشنبه، 22 اسفند هزار و سیصد و نود | نويسنده: پروا | موضوع: عمومی

عمو نوروز................................شعر

 

 من از آن دورها دیدم
که می آید به سوی خانه مخلص، « عمو نوروز »
عیالم زیر لب غرید:
« من آخر با چه چیزی می توانم کرد از این مهمان ، پذیرایی؟
نگو : « با قند، با چایی » !
خدا ناکرده، آخر این که از ره می رسد، عید است
و اقدامات او در راستای « آمدن » شایان تمجید است... !
بگو آخر !
بگو من با چه چیزی می توانم کرد از این مهمان، پذیرایی؟... »
***
عیالا ! چرخ دخل بنده، دارد می کند فس فس
بفرما ! این تو و این عیدی مخلص
بخر با آن
برای خانه، مایحتاج لازم را
مضافاّ هم(!)
لباس عید محمود و پریچهر و سهیلا و کریم و جعفر و مینا و کاظم را !
و ایضاّ میوه و شیرینی و آجیل
و ای زن ! اندکی تعجیل !
****
عیالا ! زندگی زیباست
و این جا منتهای آرزوی مردم دنیاست !
خدا را شکر کن که خانه مان، قطب شمال و آن طرفها نیست !
یکی از دوستان می گفت
که در این وقت سال، آن جا
نمی دانی که می آید عجب سوزی !
ولیکن در عوض - شکر خدا- این جا:
« ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی »
****
عیالم می کند غرغر
و زیر لب،
سخنرانی خود را می کند آغاز، با ترفند
(نجواگونه)
- با یک حالت « خط و نشان »، مانند-
- هلا ! ملا !
من اینجایم
(درون مطبخ خودمان ) بسان شیر
ملاقه تازه، اینجا
لنگه کفش کهنه آنجا، و
کنار دست من، کفگیر !
برایت دارم آشی می پزم با یک وجب روغن !
برای من به جای رهنمود و چاره جویی، شعر می خوانی؟
بکن... عیبی ندارد... بعد از این، از من
اگر خواهی چلومرغ و خورشت سبزی و قیمه،
به صد اطوار می گویم:
« الا یا خیمگی، خیمه... » !
***
دهان را می گشایم من
به قصد پاسخی در خور
- و شاید پاسخ غایی-
که می آید به سویم از هوا، یک لنگه دمپایی !
و از سوی دگر چون تیر
به فرقم می خورد کفگیر !
****
هلا ! آه ای عمو نوروز !
کجا داری می آیی ... های ؟ !
پدر جان ! این طرفها قافیه تنگ است
به تعبیر دگر: در خانه مان جنگ است !
نیا نزدیک !
نظر کن پای چشمم را !
بگو اصلاّ
الا ای ناگرفته از کبود چشم من، درسی !
تو بالا غیرتاّ
- این تن بمیرد-
از عیال من نمی ترسی ؟ !




(نظر بدهید.) | 10:52 PM دوشنبه، 22 اسفند هزار و سیصد و نود | نويسنده: پروا | موضوع: عمومی

راه فرار...................................شعر

 

 حقّ است گر بگریم چون ابر در بهاران//

 یا سینه چاک سازم روز ورود مهمان


از سنگ ناله خیزد از این مصیبتی که //

آید برای بنده با مرگ هر زمستان


من نیز می خروشم همراه سنگ چون که//

 در سفره ام نباشد ماهی و مرغ بریان

 
یک بار سکته کردم از دست لشکری که//

 حمله نمود بر من از جانب سپاهان


یک بار دیگر از ترس دادی زدم غشیدم//

 وقتی یورش نمودند اقوامم از خراسان


دایی زاسفراین عمو زشهر مشهد//

 خاله زسبزوار و عمه زشهر قوچان


خوردند کنگری مَشت لنگر زدند چندی//

 چون در بهار شیراز کنگر بُود فراوان


از شدت ترافیک پشت در توالت//

اقوام صف کشیدند با خاطری پریشان


امسال هم اگر که حمله برند بر من//

 کارم کشیده گردد حتماً به بند و زندان


چون در بساطم آهی پیدا نمی توان کرد//

 دزدی است از برایم راه علاج آسان


از مش حسین بقال یا کل حبیب نانوا //

 سرقت کنم برنج وسویا و روغن و نان

 
یا با گرفتن قرض از این و آن دوباره//

 مدیون شوم به کامبیز یا بردیا و پیمان


شیراز خیلی خوب است هنگام عید نوروز//

 اما به شرط بودن مهمان قوم و خویشان


مهمان حبیب حق است حرفت درست، اما//

 شرمنده ام به مولا خالی ست جیبم الان


راه نجات «پروا» جیم فنگ از دیار است//

رو کن به بندر عباس یا سوی شهر کرمان

 



(نظر بدهید.) | 10:52 PM دوشنبه، 22 اسفند هزار و سیصد و نود | نويسنده: پروا | موضوع: عمومی

سال ميگردد كه:................................شعر

 

سال  - می گردد که شاید چون منی پیدا کند

      شاعـــر طنّــاز و بــا فــــــوت و فنی پیدا کند

      می رسد با نام من هرساله این عید سعید

     تا سعادت را ز نــــام چـــــون منی پیدا کند! 

     بلبل طنز است مفتون بهـــــــــار طبع من 

    تا درون دفتـــــــــــــر من گلشنی پیدا کند! 

     (باز کردم بهر خود به به عجب نوشابـــــه ای

     کاش طبعـــــــم فرصت نوشیدنی پیدا کند!) 

     دختر ترشیده ی همسایه می خواهد هنوز

      خواستگار خوشگل و جنتلمنی پیدا کند 

     یار «مادر»مرده می خواهد مبادا بعد عقد

     در میان خانه ی  خود دشمنی پیدا کند!

 

     تا نگردد زخم و زیلی همسرش از لنگه کفش 

    دوست دارد شوهــــــــر روئین تنی پیدا کند  

    در اداره یا که دانشگاه اگر کِیسی نیافت

     موردش را توی کوی  و برزنی پیدا کند

      بنده هم در عالم همسایگی در خدمتم

     گر بخواهد جفت لات و لُمپنی پیدا کند!!   

     بسکه این مادرزنم ماه است خواهم از خدا 

    بهر من امسال هم مادرزنی پیدا کند 

     مرد آن باشد که مانند طبیعت هر بهار

     اول هر سال ،  نـــــــــــو پیراهنی پیدا کند!

     دست من خواهد ز دامانش بگیرد ای دریغ! 

    نیستم خوشبین که آنجا دامنی پیدا کند!  

    (حرف را آنجا نباید برد ، می ترسم یهو 

    شعر بنده حالت مستهجنی پیدا کند!)   

   ریزش مـــو دارد این دلبر ولی خواهد دلم  

    در کویـــــــــر کلّـــــه ی او خرمنی پیدا کند   

    از «بادی بیلدینگ» هم خیری ندیدم  ای خدا  

   کاشکی این بنده ات هم گردنی پیدا کند!

     نه، نشد، من نیستم ، آیا روا باشد که یار

     عاشق بی دست و پا و چلمنی پیدا کند  

    کار هر "من" نیست خرمن کوفتن، باید که عشق  

   از برای عاشقی سوپر منی پیدا کند   

   اینزمان بهر وصـــــــــــــال یــــــار باید ابتدا

     عاشق بی خـــــــانه وام مسکنی پیدا کند 

     شاخه ی گل را که حکماً اِند قرتی بازی است  

   ول کند ، پس  شاخه ی تیرآهنی پیدا کند! 

     شکر لله اجتماع مـــــــــــــا به امنیت رسید  

   داش اراذل می رود تـــــــا مامنی پیدا کند! 

     کی دگر از نغمه های  سی دی  غیر مجاز 

     مجلس  ما  حال  بشکن بشکنی پیدا کند؟

      جمله ساغرها ز چایی پر شده است و توی شهر

      مرد خواهم باده ی   مرد افکنی  پیدا کند!  

    ریختم ابیات نا مربــــــــــوط را در کاسه ای 

    طبع شعرم می رود تـــــــا همزنی پیدا کند! 

     هر که در اشعار من گردد پی حرف حساب

     کاهدان گردی کند تـــــــا سوزنی پیدا کند!!




(نظر بدهید.) | 10:51 PM دوشنبه، 22 اسفند هزار و سیصد و نود | نويسنده: پروا | موضوع: عمومی

عيد ميايد و............................شعر

 

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد

 عید می آید و اجناس گران خواهد شد

همسرت چند ورق لیست به تو خواهد داد

و سرا پای وجودت نگران خواهد شد

می زنی ساز مخالف دو سه روزی اما

عاقبت هرچه که او گفت همان خواهد شد

باز هم وای فرا می رسد ایام خرید

نوبت سخت ترین کار جهان خواهد شد

کل عیدی و حقوقت به شبی خواهد رفت

 قصه ات ، قصه ی اوسا برسان خواهد شد

یک الف آدم و یک عائله آنهم پر خرج

وقت فرسودن اعصاب و روان خواهد شد

پول را با علف خرس یکی می دانند

فکر کردید که منطق سرشان خواهد شد

دخترت نعره بر آرد که ندارد مانتو

اون یکی  از پی این  تیز دوان خواهد شد

که پدر کفش  و کت و پیرهنی می خواهم

بعد از او دخترکت مرثیه خوان خواهد شد

قیمت پسته به قلب توی آسیب پذیر

باز هم وای که آسیب رسان خواهد شد

زیر  بازارچه با قیمت ماهی  یا گوشت

آسمان دور سرت پُر  دَ وَران خواهد شد

مغز گردو  شده مانند طلا مثقا لی

مغزت از قیمت آن سوت کشان خواهد شد

 کمرت گشت که در خانه تکانی سرویس

حالیا نوبت  اون فک و دهان خواهد شد

 



(نظر بدهید.) | 10:50 PM دوشنبه، 22 اسفند هزار و سیصد و نود | نويسنده: پروا | موضوع: عمومی

سال سيصد و نود......................شعر

 سال یکصد و سیصد و نود بگذشت

با همین شعر و این قلم بگذشت

خوب یا بد ،تمام شد آخر

بود هر جور و هر رقم  بگذشت

مثل هر سال با دو تا جیبِ

خالی و این حقوق کم بگذشت

هفت ماهش به دلخوری اما

پنج ماهش به درد و غم بگذشت

سفره از پول نفت خالی ماند

با همان شلغم و کلم بگذشت

با گرانی مرغ و ماهی هم

هیچ دانی چه بر شکم بگذشت

چونکه پول مسافرت یُخموز

در دوتا پارک، با قدم بگذشت

شب بجای نشست و مهمانی  

پای سریال جام جم بگذشت

جای استخر رفتن وسالن

درصف قسط ، دمبدم بگذشت

چارفصلش به جرّ و بحث و نزاع

با قلی یا که با شلی بگذشت

خوب یا بد ،بسر رسید آخر

سال یکصد وسیصد و نود   بگذشت




(نظر بدهید.) | 10:49 PM دوشنبه، 22 اسفند هزار و سیصد و نود | نويسنده: پروا | موضوع: عمومی

ازدواج خوش تیپ ترین پسر / خودم / و شرائط مخصوص ...............مطلب

 چشمکاز آنجا که امر ازدواج یکی از مهمترین اصول اجتماعی و همچنین تشکیل خانواده یکی از مهمترین و بنیادین ترین ساختارهای اجتماعی می باشد و همانطور که می دانید حضور یک پسر مجرد ‌در میان جمعی ، برای آن جمع موجبات معصیت را فراهم می دارد ، لذا اینجانب که همیشه حسن نیت و صداقتم را همه دیده اند و نیازی به اثبات نیست قصد امر خیری کردم ، اگر خدا بخواهد ما هم به پلی می رسیم ...!
رشد قارچی آمار طلاق و رشد منفی ازدواج در جامعه ما ، همچنین عدم تناسب تعداد دخـتران نسبت به پسران ( یعنی به ازای هر پسر پنج دخـتر ) بنده از جان گذشتگی می کنم ، تن به ازدواج می دهم !

در همین راستا ، از تمامی علاقه مندان به وصلت و واجدین شرایط دعوت به عمل می آید مشخصات خود را تا پایان وقت اداری امروز به همین پست ارسال نمایند تا بعدا  که من پول دار شدم  مراسم عقد بگیریم.
نکته مهم : محدودیت سنی: فقط 19 تا 25 سال( برای حفظ جمع محوری عزیزانی که سنشون بالاتر هستش می تونن به عنوان خواهر در کنار ما و پا در رکاب ما باشن ... دموکراسی فامیل پروری ...!

الف )مشخصات ظاهری

1- قد 165-170
2- وزن 50-60 بیشتر نباشه هاااا مرضیه حجوانی کوپولوف که نمی خوام! زن قلیونی می خوام ...!
3-  اندام برزیلی
4-  چهره متناسب و دوست داشتنی و بدون اخم
5-  تیپ تینیجر( آقا خودمم نمیدونم چی میشه ... فک کنم میشه نازک و خردسال حالا مد شده ما هم از همونا می خوایم دیگه ، مگه ما آدم نیستیم )
6- لباسش حتما مارک دار باشه ...! ( مدل های بازار شوش پذیرفته نمی شود ! )
7- تمایل به عطر های زنانه ( خوشم نمیاد مردونه بزنه ، یعنی چی ، فردا پشت سرم حرف در میارن ! )
8-  حتما دامن پوش باشه اونم بلند ( آخه شلوار برا مرده ، دامن برا زن .... خوشت میاد مردا رژ لب بزنن ؟)
9-  رنگ پوست یا برنزه یا سفید، وسط نداره بگی من سبزه ام ! نه التماس نکن ! نه دیگه آبجی میگم راه نداره ، اسرار نکن دیگه ... سبزه هم با برنزه فرق داره منو اینجا سیاه نکن ... از پشت کوه اومده باشم از پشت سلسله جبال آلپ که نیومدم ... من از تو بهتر مارک لوازم آریشو بلدم ... برو خودتو سیاه کن
10-  رنگ چشم ترجیحا رنگین ( آبی باشه بهتره ... طلایی هم با تبصره پذیرفته میشه ! )
11-  ابدا ، تاکید میکنم ابدا عینکی نباشه ! ( لنز هم همون عینکه ها... )
12-  دماغ عملی نباشه ، حوصله ندارم فردای عروسی دنبال صاف کاری و لیفتراک دماغ راه بیفتم !
13 -  مادرش نباید چاق باشه ( این خیلی مربوط میشه چون این دسته گل به همسایه نکشیده که ... علم ژنتیک ثابت کرده به مادرش میکشه ... پس اگه مادرش پا به سن گذاشته چاق شده ، یعنی اینم پا به سن بگذاره چاق میشه ... منم یه مرد حساس ... پس فردا این چاق میشه من منحرف میشم ! جامعه ما هم که پر شده از گرگ های انسان نما ... شوهر داری به خدا سخته ، بهد که سرش هوو میارم طلب کار هم میشه ! )
14- استخون درشت حتما ( پس فردا پسرمونم میکشه به این دیگه )
15- مو حتما بلند ، اکیدا عرض میکنم بلند ( زن باید موش بلند باشه ، یعنی چی جدیدا مد شده .... مردا زن شدن موهاشونو می اندازن گل شونشون عقب پیش پیشی میبندن ، زنا کوتاه میکنن آدم میترسه خونه راهشون بده ... فکر میکنی سرباز فراریه )
16-  رقص عالی ( جینگیل جوات نباشه ، شب به شب قراره با من برقصه ... در ضمن من رقص بلد نیستم باید بهم یاد بده ... از این خارجکی ها هم باید بلد باشه ...!
17  حتما رنگ روشن بپوشه - صبح تا شب عزادار نباشه همش سیاه ، سیاه ، سیاه . این بند هم تبصره داره و فقط در موارد خاص می تونه تیره بپوشه !

(تبصره ها بعد از ازدواج و در گوشی گفته می شود ...! )


18-  ابروهاش پر باشه که بعد از یه مدت بتونه مدلشو عوض کنه ، حوصلمون سر نره
19-  رویش موهاش کم باشه ( من پول ندارم هر روز بدم آرایشگاه )
20- صداش نرم باشه ، چیطوری بگم ... ناز داشته باشه ... خشونت نداشته باشه ... بابا آدم میخواد تلفنی حرف بزنه سکته نکنه !
21- پیشونیش بلند باشه و انگشتای پاش قشنگ باشه که پس فردا تابستون صندل پوشید آدم یاد پاهای بابالنگ دراز نیوفته ...!

ب) مشخصات مالی

-*- تک دخـتر باشه ( حالا داشتم خواهر داشته باشه برادر نداشته باشه که پس فردا میراث خور بشه)
-*- ترجیحا پدرش بالا 65 باشه - یا سیگاری باشه یا سابقه سکته قلبی ، مغزی یا سرطان داشته باشه
-*- سرمایشون حتما زیاد باشه ، قراره برم توی کار اونا ...!
-*- باباش یا تویوتا کمری داشته باشه یا پرادو یا بی ان و ، ماکسیما هم بود عیب نداره ... دیگه هیچی هیچی یه زانتیایی ، مزدایی چیزی داشته باشه پس فردا ماشین عروس آبرو ریزی نشه
-*- موبایل 0912 ، گوشی حتما نوکیا ان 90
-*- خودش حتما شاغل باشه ( بابا این حرفای سنتی رو کنار بزارید ... تو هزاره سوم زن و مرد باید دوشادوش هم کار کنن)
-*- مهریه ۱۴ عدد گل نبات به همراه یه جعبه شیرینی کشمشی
-*- جهیزیه درست حسابی بیاره شامل : مبل نشیمن ، مبل پذیرایی ، مبل نهار خوری ، مبل آشپزخونه ، سرویس آشپزخونه ، ست شده تفال یا مولینکس ، سرویس چاقو و قاشق چنگال زورینگر ، یخچال حتما ساید بای ساید ازینا که یخ تیلینگ تیلینک میده بیرون، رنگشم استیل باشه سفید خز شد رف پی کارش ... سرخ کن ، تستر ، ساندویچ میکر ... وسائل برقی آشپزخونه هم یا مولینکس یا سامسونگ یا دوو ... ( ورنداری چرخ گوشت و آبمیوه گیری پارس خزر بیاریا که همرو می ریزم بیرون ...! ) ، جارو برقی و لوازم صوتی و تصویری کامل ، سینما خانوادگی با این تلوزیونای فلت سامسونگ یا سونی که مثل خیلی خوشکله ، لباسشویی کنوود ، اجاق گاز خارجی ، اگه می خوای ایرانی بیاری فقط پادیسان یا سینجر و ... اطلاعات تکمیلی بعدا به اطلاع متقاضیان گرامی می رسد !
-*- عروسی هم نمی گیریم ، من به خاطر عشق میگم ! الان دیگه این تشریفات و تجملات که مایه بقای زندگی نیست .... میریم یه سفر با هم مشهد بر میگردیم میریم سر خونه زندگیمون مثل دوتا گنجیشک عاشق ، کیش و دوبی و ترکیه و آنتالیا هم مال این بچه قرتیاس ... اینا آخه خوب نیست مشهد تبرکه ، نیت مقدسه ، من به خاطر این میگم ...

 

ج) مشخصات تحصیلی


خواسته های من دیگه تموم شد ، حتما خودتون می بینید که این درخواست ها برای یه زندگی ساده ، چیز زیادی نیست ... !

-*- حتما یا کنکوری باشه یا دانشجو
-*- دانشجوهای محترم دانشگاه آزاد در صورتی که تعهد کتبی ازخانوادشون داشته باشن که شهریه دانشگاهشون تا قرون آخر پای اوناس ، می تونن ثبت نام کنن !
-*- دانشجوهای عزیز دانشگاه سراسری هم باید تعهد داشته باشن که مخارج جانبی پرداخت میشه ( می خوام  زن بگیرم  ، صلواتی بورس تحصیلی نمیدم که ...! )
-*- ترجیحا دانشجوی مهندسی صنایع یا معماری یا رشته های مشابه فنی که پولساز باشه ... میخوام چیکار بره چیزای دیگه بخونه از پس فردا بیاد ور دلم بشینه !



نظرات 1 | 10:41 PM دوشنبه، 22 اسفند هزار و سیصد و نود | نويسنده: پروا | موضوع: عمومی

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست